تبليغاتX
نسل پنج طراحان گرافیک ایران - از « آدمهای جدید » ، « نگاه جدید» می خواهیم

تجربه ثابت کرده که اتفاقاً دنیا هم آن کاری را می پذیرد که واجد اصالت بومی باشد و رنگی از مدرنیزه خود هم داشته باشد.
چقدر این نسل توانسته مؤلفه های فرهنگ تصویری ما را در سطح عمومی ارتقاء دهد؟ هنرمند این شکل از نظر فرهنگی بار مسئولیت های زیادی را بدوش دارد . برای اینکه تکثیر آن در میان مردم و بازتاب آن چه مثبت و چه منفی زیاد است. درهر صورت سفارش دهنده و کارفرهای هر تولید گرافیکی تنها می خواهد مسئله خودش را حل کند . هرکس در پی کسب و کار خوداست و حق هم دارد پس این یک اصل کلی است که هر گرافیستی از هر نسل که باشد باید مسئله کارفرما را پیش از هر چیز حل کند. حالا کارفرما یا نیاز سیاسی دارد یا تجاری، یا اجتماعی، یا مذهبی و ... چندان تفاوتی نمی کند. پس قدم اول در واقع این است که هر اثر گرافیکی ، نیازی را برطرف می کند. اما گرافیک یک رسانه یکطرفه است و هر اثری بعد از تکثیر ،تبدیل می شود به گرافیک وقتی باهدف ارتباط، تکثیر می شود از آنجاست که وارد مقوله گرافیک شده . ببینید یکجا مسأله سفارش دهنده توسط طراح حل شده اما با تکثیرش ، از هر ابزار و امکانی در ذهن و سلیقه مردم نفوذ کرده و وارد حیطه کارکرد اجتماعی اثر هنری شده است. این مردم هم بعنوان اصلی ترین مخاطبان ما دو دسته اند: یک عده به محتوای اثر به جهت اطلاع رسانی نیاز دارند و یک عده دیگر کاری به آن محتوا ندارند و لی در محیط زندگی خود این اثر و حضور آن را می بینند و حس می کنند. ما از طریق چشم، بخش زیادی از فرهنگ بصری جوامع دنیا را به مغزمان منتقل می کنیم اگر اثر بد تولید شود مردم بدسلیقه می شوند و اگر اثری با قابلیت های حرفه ای بالا و استانداردهای کیفی مناسب و بر اساس این و محتوای غنی تولید شود نیز ، سطح سلیقه و درک و دریافت مردم بالا می رود.
گرافیستهای ما باید بدانند معروف کننده و مخاطبشان فقط آن سفارش دهنده نیست تمام چشمهایی است که آن اثر را می بینند و ارزهاش فرهنگی کار گرافیک در اینجاست که خودش را نشان می دهد.
یک گرافیک واقعی که با نگاه به فرهنگ مردم و احترام گذاشتن به آن ایجاد شده اصلاً تاریخ معرف ندارد. این هنر، حضور دارد . برای همین و هر نسل . کار ما پیتزا فروشی نیست که کسی پول آن را به ما بدهد و ما هم برایش بپزیم. یا بگوییم: کار به سفارش دهنده دارم، پسندیده پولش را هم گرفتم و تمام شد . نه اینطور نیست . امروز در تمام دنیا دارند بطور وسیع سرمایه گذاری می کنند تا آثار گرافیک خود را در سطحی متعالی تعریف و تثبیت کنند. یک مسأله جامعه شناسانه هم هست: که نمایشگاههایی مثل این ( نسل 5 ) برای ما چه چیزی را ثابت می کند. نسل 5 می خواهد بگوید من هستم . چرا این من هم هستم بوجود می آید؟ چون خودت را در خلاء می بنی . می دانی یک چیزهایی را می دانی و می فهمی، یک توانایی هایی را در خودت پیدا کرده ای اما کسی با تو کاری ندارد. اینها واکنشهای اجتماعی هم هست. چرااین نسل در این خلاء قرارگرفته اند؟ برای این که تولیداتشان بافرهنگ ما منطبق نبوده. زیبایی شناسی غربی و غیر بومی داشته. این است که جامعه ما این را نمی پذیرد. من بارها گفته ام که ایران تنها کشوری است که درآن گرافیست ها برای گرافیستهایی مثل خود شان کار می کنند نه برای مردم درحالی که درهمه جای دنیا گرافیست ها برای مردم کار می کنند و در نهایت از اینهمه گرافیست، تنها عده قلیلی به آن بیان هنری خاص دست پیدا می کنند. به آنچه که میتوان نامش را « گرافیک تألیفی » گذاشت.
بنظر شما تفکیک بخشهای آثار چاپ شده و چاپ نشده در این نمایشگاه چه ضرورتی داشته است؟
وقتی قراراست این کارها برود و به دیوار فرهنگستان هنر بخورد بدیهی است که از اعتبار وپشتوانه این مجموعه برخوردار شده و از این جهت الگوسازی می کند. فرهنگ سازی می کند . پس باید این آثار حتماً چاپ شده باشد تا بتوانیم بگوییم: «پوستر » است و « حرفه ای » است . پوستر فرایند تعامل سه عنصر اصلی است: 1- کارفرمایا سفارش دهند آگاه 2- طراح آگاه 3- مخاطب آگاه . فرایند این سه می شود پوستر. هیچکدام از اینها به تنهایی پوستر نیست یک ( Deseigner) در واقع یک (Prodzemsozver) است یعنی مسئله حل کرده است. باید مسئله ای باشد تا حل کند. نمی شود بیهوده و بی دلیلی و بدون هیچ سفارشی پوستر طراحی کرد مثل نقاشی یا خطاطی، پوستر باید سفارش دهنده داشته باشد و پوستر تک نسخه ای اصلاً پوستر نیست. این شدکه تصمیم گرفتیم چارچوب و اندازه های حرفه ای را تعیین کنیم تا سطح کیفی آثار متناسب نمایش در این مجموعه و این فضا باشد.
نسل 5 به لحاظ کثرت تعداد طراحانش ، فراگیری حوزه های کار در مطبوعات، رسانه ها ، بازارهای تجاری و تبلیغاتی و ... چگونه با الگوهای درست. اگر هم نوآوری سهم مؤثری در جریان تولید باشد این نسل داشته باشد آن نو آوری است که از ترکیب خلاق « تفکر طراح» و « سیستم های آموزشی کارآمد و پربازده » بدست می آید. در واقع ما در نمایشگاه نسل 5 از آدمهای جدید، نگاههای جدید می خواهیم.
و سخن آخر؟ این نمایگشاه می تواند به لحاظ جنبه های آسیب شناختی مؤثر باشد. شناخت نقاط مثبت و منفی را در کار این نسل برای ما روشن کند. اگر حاصل و نتیجه این نمایشگاه، نگاه به این ارزشهای مثبت و منفی باشد باید از آن به عنوان یک « اتفاق» یادکرد...

+ نوشته شده     به قلم یک نسل پنجمی  |