|
هو المصور ...پیش از هر چیز باید بگویم که به طور کلی در تمام کشور ها در زمینه هنر و گرافیک دو رویکرد حضور مداوم داشته و دارد. در رویکرد اول، طراحان به اثر خود به عنوان یک کار هنری نگاه نمی کنند و حرفه خود را صرفاً یک فن و شغل می دانند که در آن اثر گرافیکی بر پایه خواسته کارفرما و رضایت او شکل می گیرد و میزان خلاقیت گرافیست در خوش سلیقگی و استاد کاری های فنی او خلاصه می شود و حاصل کارش صرفاً برآوردن نیازها و خواسته های جامعه است. رشد و توسعه در چنین کارگاه و آتلیه هایی متکی به میزان مهارت طراحانی از این دست در به کارگیری تکنولوژی و ابزار است. در ایران به این گروه در ابتدا «نقاشان تبلیغاتی» و بعدها که لغت گرافیک و گرافیست ورد زبانها شد «گرافیستهای بازاری»می گفتند. البته فراموش نشود که در تمام کشورها، درصد بیشتر تولیدات گرافیکی محصول توانایی های همین گروه از طراحان است. در رویکرد دیگر طراحان گرافیست معتقد به لزوم حضور ارزشهای هنری در آثار خود هستند. این رویکرد بر آن است که چون آثار گرافیکی، جداً از عملکرد مورد سفارش و خواسته مطرح شده تکثیر می شوند و در جامعه نفوذ پیدا می کنند، پایگاه مناسبی برای تبلور فرهنگ بصری جوامع به شمار می روند و این آثار به مثابه هیروگلیف های عصر ما، نشانگر تمدن بصری انسان امروزند و بنابراین باید خلق این اثرها جدی تر گرفته شود. کسانی از طراحان هم در این گروه قرار می گیرند که ذاتاً دارای بینش هنری و معتقد به رسالت هنری در آثارشان هستند و حتی اعتقاد دارند که وقتی یک اثر گرافیکی هنرمندانه باشد از نقطه نظر رسانه ای برای القای موضوع مورد سفارش عملکرد قوی تر و با نفوذتر خواهد داشت... . ادامه دارد...
+ نوشته شده   به قلم یک نسل پنجمی
|
|
|