تبليغاتX
نسل پنج طراحان گرافیک ایران

هوالمصور

این مطلب پیش از این در تاریخ ۱۹ اردیبهشت ماه ۸۸ و در روزنامه اعتماد به چاپ رسیده است
فرشاد رستمی/ مهدی سیفی


هفته گذشته در کارنامه انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران (IGDS) اتفاقی افتاد که «در نوع خود کم نظیر بود، چرا که طراحان گرافیک ایران برای اولین بار به عرصه یی وارد شدند که ذات و جوهره طراحی گرافیک در آن نهفته... یعنی به چالش کشاندن فکر و اندیشه طراح در ارائه راه حل های بصری برای پیام رسانی به مخاطبان عام و توده مردم، آن هم برای بدیهی ترین موضوعات، مشکلات و نیازهای جامعه شهری.» (۱) انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران با حمایت معاونت خدمات شهری شهرداری تهران و سازمان بازیافت و تبدیل مواد، مسابقه و به همراه آن سلسله سخنرانی ها و نمایشگاه هایی برگزار کرد. موضوع مسابقه اینها بود؛ «بیرون گذاردن زباله
در ساعت ۹ شب»، «کاهش حجم زباله» و «تفکیک زباله خشک و تر». طبیعتاً جای بسی خوشحالی است که بالاخره، در میان آن همه نمایشگاه برای موضوعاتی اغلب انتزاعی، غیرملموس و جذاب برای طیف معدودی از جامعه مثلاً گرافیست ها، حال نمایشگاهی برگزار می شود که در آن به جوهره طراحی گرافیک توجه شده و مخاطب توده مردم است. این نمایشگاه با خود مسائلی را به همراه داشت که اگرچه تاسف برمی انگیزد اما ناخودآگاه جامعه گرافیک ما را بیشتر هویدا کرد. از ۷۰۰ عضو انجمن صنفی طراحان گرافیک، فقط ۳۲ نفرشان در این مسابقه شرکت کردند. غالب طراحان شرکت کننده نیز به قول هیات داوران «زبان ارتباطی درست را با مخاطبان اصلی یعنی توده مردم به کار نبردند و اکثر قریب به اتفاق آنان آثاری با گرافیک زیبا ولی نه قابل فهم و تاثیرگذار ساخته بودند.» این عدم استقبال و ضعف های آثار طراحی شده، مسوولان انجمن و دیگران را به گلایه کردن واداشت، به گونه یی که شکوه ها در جلسات سخنرانی برگزار شده برای هفته گرافیک نیز به عموم اعلام شد. متن حاضر قصد دارد با توجه به مستنداتی که «هفته گرافیک ۸۸» به دست داده، کاملاً به اختصار و بی تعارف نکاتی را گوشزد کند. امید آنکه چند سطر پیش رو به جای نادیده گرفته شدن و برخورد احساساتی، باعث برانگیختن اندیشه یی تازه و رفتاری هوشمندانه و منطقی تر شود.

الف- گرافیک محیطی از مباحثی بود که در این دوره مورد توجه قرار گرفت و در این راستا نمایشگاه تابلوهای راهنمایی و رانندگی و نیز طراحی فونت ترافیک که در سال های دهه ۶۰ توسط محمدرضا بقاپور طراحی شدند، بررسی شد. جای سوال است که چرا این گونه افراد و آثار تا به حال مورد توجه قرار نگرفته و کمتر بی ینال و نمایشگاهی برگزار شده که بر اساس نظریات کسانی باشد که تاثیر اثر گرافیکی بر توده مردم برایشان مهم تر یا هم سنگ ترکیب های به اصطلاح هنری، زیبا و فرمالیستی است و این را نه در حرف و سخنرانی (که این هم
ارزش دارد) بلکه در عمل و در تولیدات موجودشان هم نشان داده اند. خوشبختانه اغلب طراحان گرافیک مشهورتر ما امروزه کتاب یا کتاب هایی از آثارشان چاپ شده و کار دشواری نیست اگر در آنها بنگریم و ببینیم چقدر در کارنامه هایشان آثاری ارزشمند که به مسائل ملموس و عینی چون موضوعات این مسابقه پرداخته باشد کم و نایاب است. به زعم این متن وظیفه مسوولان مربوطه است به طراحانی بیشتر میدان و مسوولیت دهند که آثارشان فقط به درد جایزه گرفتن از بی ینال های خارجی نمی خورد بلکه بیش از آن، مشکل گشای مسائل این زمان و این جغرافیا است.

ب- نکته مهم دیگر اینکه چرا خود هیات داوران و کسانی که از عدم استقبال طراحان گرافیک از این نمایشگاه و ضعیف بودن آثار ارائه شده گله کرده اند، هیچ یک وارد بازی نشده و اثری را برای این موضوع به نمایش نگذاشته
اند. بدیهی است مجری و داور بودن در این گونه مسابقات دلیل موجهی برای شرکت نکردن آنها نیست. به زعم این متن باید علت را در جاهای دیگر جست. از جمله آنکه این گونه موضوعات مثلاً «بیرون گذاشتن زباله در ساعت ۹ شب» و ... توانایی های طراح را خیلی بیشتر به چالش می کشد. دیگر این پوستر «تایپوگرافیک» نیست که با ترکیب حروف و چند شکل انتزاعی و رسیدن به یک فرم جالب از زیر وجه رسانه یی و کاربردی اثر شانه خالی کرد. در این گونه موضوعات توانایی طراحی، دیزاین، تصویرسازی، ارتباط، درک موقعیت مخاطب و جامعه و پیام رسانی حرف اول را می زند. در اکثر قریب به اتفاق موارد، سابقه کاری طراحان مشهورتر ما می گوید؛ این توانایی ها متاسفانه حاصل نشده است. تصور می شود گلایه های مجریان و داوران زمانی اثربخش تر می بود که خود ایشان آثاری را در نمایشگاه ارائه می دادند؛ آثاری با چنان قدرت گرافیک و ایده ناب و درخشان که هم با مخاطب میلیونی ارتباط برقرار کند و هم به لحاظ زیبایی شناسی ارزش فرهنگی متعالی داشته باشد. آنگاه بود که از سخنان ایشان تعبیر به نق زدن و ایجاد حساسیت و فضای منفی نمی شد بلکه سرمشقی بودند برای طراحان دیگر و در حاشیه.

ج- معضل دیگر آموزش های دانشگاهی است. در محیط های آموزشی که دانشجوی تاثیرپذیر گرافیکش به جای آنکه تشویق شود به حصول درک درست از مساله دیزاین و پیدا کردن توانایی برای ساختن تصاویر موثر بر مخاطب و همچنین آشنایی با مسائل ملموس جامعه و استانداردهای علمی گرافیک در جهان، در معرض آموزش های من درآوردی معلمان قرار می گیرد و ترغیب می شود به بازی های فرمالیستی با حروف، استانداردگریزی و یاد گرفتن تکنیک و غایت آموزش هم می شود پیدا کردن زبان تالیفی و هنری که منظور همان خودمحوری و مخاطب گریزی است، چگونه می شود منتظر بود تا فارغ التحصیلانش از چنین موضوعاتی استقبال کنند و در شأن خود بدانند که وقت به خاطرش هدر دهند. متاسفانه این متن متهمان ردیف اول این معضل را هم، همان صندلی نشینان ردیف
اول جلسات گرافیک مملکت می داند.

د- با این همه نگارندگان این سطور با وجود تمام مسائلی که گاه تاسف برانگیز هم هستند، روند کلی گرافیک ایران را با رویدادهایی تحلیل برانگیز، از این دست پویاتر و رو به جلوتر می دانند. با احترام به متولیان گرافیک این مرز و بوم در کل و داوران و مجریان این مسابقه در خاص، گوشزد می شود که؛ اگر می بینید مخاطب سکوت کرده، حتماً معنی اش این نیست که نمی فهمد یا از رفتار گرافیکی و مدیریتی رضایت دارد. آیا بهتر نیست به جای آنکه برای مثال نگران پوستر سینما و جایگاه نصب آن باشیم که باز هم مساله یی به نسبت انتزاعی است، کمی هم به این بیندیشیم که جامعه یی که سینما ندارد چگونه می تواند پوستری و پس از آن جایگاه برای نصب آن داشته باشد. باید پذیرفت شرایط موجود زاییده تحولات واقعی جامعه است و به جای اینکه صرفاً در حسرت نبود پوستر سینما غم بخوریم، بیاییم و همین پوسترهای آموزشگاه های مختلف را که ظاهر شهر را تحت تاثیر قرار داده اند، بسامان و زیبا کنیم.

پی نوشت
۱- بیانیه هیات داوران «هفته طراحی گرافیک ۸۸»

به نقل از رنگ

+ نوشته شده     به قلم یک نسل پنجمی  | 

هو المصور

بیانیه هیئت داوران "هفته طراحی گرافیک ۸۸"

به نام خدا 

مشارکت ۱۱۰ طراح گرافیک غالباً جوان با ارائه ۱۳۰ مجموعه اثر، که ۲۸ مجموعه پس از انتخاب اولیه به بخش مسابقه و نمایشگاه "هفته طراحی گرافیک ۸۸" راه یافته، گرچه همانند دیگر جشنواره ها و نمایشگاه های گوناگون حضور وسیع و گسترده ای نیست اما در نوع خود یک اتفاق کم نظیر است .
چراکه طراحان گرافیک ایران برای اولین بار در عرصه ای وارد شده اند که ذات و جوهره طراحی گرافیک در آن نهفته و یکی از رسالت های اصلی فرهنگی و اجتماعی آن است .
( یعنی به چالش کشاندن فکر و اندیشه طراح در ارائه راه حل های بصری برای پیام رسانی به مخاطبان عام و توده مردم ) آن هم برای بدیهی ترین موضوعات، مشکلات و نیازهای جامعه شهری .
اما این‌گونه رفتارهای حرفه ای نیازمند یک روند پایدار و مستمر در حوزه های مختلف برای طراحان گرافیک از یک سو و برای سازمان ها و نهاد های معظم اجتماعی از سوی دیگر است .
جامعه طراحان گرافیک به عنوان قشر حساس، هوشمند و متفکر جامعه شهری می توانند با بیان تصویری خلاقانه و قابل فهم در حل مشکلات و ناهنجاری های فرهنگی اجتماعی راه حل های تصویری اندیشمندانه ای را با ایجاد فضاهای جدید پیام رسانی، به همه آحاد جامعه در حال توسعه شهری انعکاس دهند .

به همین لحاظ، هیئت داوران "هفته طراحی گرافیک ۸۸" ضمن تقدیر از تصمیم انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران برای طرح موضوع "طراحی و ایده پردازی برای مشکل زباله های شهری " و هم چنین تقدیر از معاونت خدمات شهری شهرداری تهران و سازمان بازیافت و تبدیل مواد، به واسطه استقبال و حمایت شایان توجه از این پروژه اطلاع رسانی و آموزش اجتماعی، امیدوار است که در تجربه های آتی شاهد همکاری ها و مشارکت های وسیع تر در طیف گسترده تر از طراحان گرافیک و سازمان های بزرگ باشد .
ارزیابی هیئت داوران از آثار راه یافته به بخش مسابقه آنست که ؛

۱) غالب طراحان گرافیک شرکت کننده به ضمائم اطلاعاتی موضوع مسابقه توجه کافی نداشته و یا آن را به دقت مطالعه نکرده اند . به همین لحاظ زبان ارتباطی درست را با مخاطبین اصلی یعنی توده مردم پیدا نکرده اند .

۲) اکثر قریب به اتفاق آنان تنها گرایش در ارائه نمایش گرافیک زیبا داشته و کمتر به وظیفه اصلی و کارکرد آن یعنی اطلاع رسانی اجتماعی قابل فهم پرداخته اند .

۳) در بسیاری از آثار، خلاقیت و نوآوری بدیع و روانی در انتقال پیام به چشم نمی خورد در حالی که پیچیدگی در پیام رسانی و اجرای دقیق و گاهی توانمند دست مایه غالب آنان است .

با بیان این مقدمه کمی نامهربان، هیئت داوران نتایج داوری خود را در جلسه روز شنبه ۵ اردیبهشت ۸۸ در خانه هنرمندان ایران به شرح زیر اعلام می دارد :

الف : برای موضوع "بیرون گذاردن زباله در ساعت ۹ شب" ؛ 
هیئت داوران مجموعه کار سیروس سلیمی خلیق و هم چنین مجموعه کار سید مجتبی بهشتی و همکاران شان را به واسطه همکاری گروهی در اجرا و ارائه حرفه ای آن ها مورد تشویق قرار می دهند و لوح تقدیر انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران به آنان اهدا می شود .
• در این بخش، به مجموعه کار رامینا نقیون به عنوان مجموعه اثر برتر و سادگی و روانی در بیان موضوع، لوح افتخار انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران و ۳ میلیون تومان جایزه نقدی از سوی دفتر امور هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تعلق می گیرد .

ب : برای موضوع "کاهش حجم زباله"
هیئت داوران نشانه تصویری بسیار ساده و قابل فهم، کار مشترک فرناز شهامی و پگاه شرکت را مورد تشویق قرار داده و لوح تقدیر انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران به آنان اهدا می شود .
• در این بخش، لوح افتخار به همراه ۳ میلیون تومان جایزه نقدی به مجموعه کار مشترک علیرضا نبئی و مسعود حشمتی به واسطه گویایی تصویری و صراحت در انتقال پیام تعلق می گیرد .

ج : برای موضوع "تفکیک زباله خشک و تر"
هیئت داوران در مجموعه کارهای ایمان آل مظفر، طراحی نشانه تصویری طنز گونه موفق ایشان را مورد تشویق قرار داده و لوح تقدیر انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران به ایشان اهدا می شود .
• در این بخش، لوح افتخار انجمن به همراه ۳ میلیون تومان جایزه نقدی، مشترکاً به طراحی خلاقانه و بسیار ساده نشانه نوشته "خشکــتر" کار ناصر نصیری و مجموعه کار کامل و جامع با اجرای بسیار حرفه ای "پیمان پور حسین" تعلق می گیرد .

هیئت داوران 
"هفته طراحی گرافیک ایران"
تهران – خانه هنرمندان ایران 
۵ اردیبهشت ۸۸

+ نوشته شده     به قلم یک نسل پنجمی  | 
هو المصور

شيوا با بيان اين مطلب به خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، گفت: به اعتقاد من طراحي «جلد كتاب» در ايران بسيار پيشرفت كرده ولي هنوز به مرز ايده‌آل نرسيده است.

وي در ادامه به مقايسه طراحي جلد كتاب در قبل و بعد از انقلاب اسلامي پرداخت و افزود: قبل از انقلاب به اين هنر اهميت زيادي داده نمي‌شد ولي كتاب با كيفيت زياد داشتيم، بعد از انقلاب طراحي جلد كتاب از سوي ناشران مورد استقبال قرار گرفت و طراحي جلد كتاب مهم شد.

به گفته شيوا، طراحي جلد كتاب بايد محتوي اثر را بگويد و از نظر تصويري عملكرد درستي داشته باشد.

وي درباره كميت و كيفيت اين موضوع تصريح كرد: كيفيت اين حوزه نسبت به كميت آن رشد نكرده، طراحان زيادي مشغول فعاليت هستند ولي به دليل بودجه بسيار ضعيف ناشران، استقبال مناسبي از سوي طراحان صورت نمي‌گيرد و بيشتر افرادي كه طرحي را قبول مي‌كنند بدون وقت گذاشتن، اتود كردن و نتيجه مناسب، اثري را تحويل ناشر مي‌دهند.

به اعتقاد شيوا، طرح جلد كتاب در واقع برداشتي بصري از متن داخل كتاب است و طراح خوب بايد از نقطه نظر محتوي با كتاب همراه شود ولي متاسفانه بسيار كم اتفاق مي‌افتد، طراحي حتي اثر را بخواند و اين ضعف بسيار بزرگي است.

به گفته وي، يك طراح بايد به همان اندازه كه انرژي صرف طراحي پوستر مي‌كند براي طراحي كتاب نيز وقت بگذارد ولي طراحان به دليل اقتصادي اين كار را انجام وظيفه دانسته و با بي‌حوصلگي به آن مي‌پردازند.

وي در ادامه درباره آثاري كه به چاپ رسانده، گفت: كتاب «از سالها پيش تا هنوز هم» تجربه‌هايم در آثار تصويرگري و منتخبي از پوسترهايم با همين عنوان از سوي انتشارات نظر به چاپ رسيده؛ در آينده نيز جلد سوم اين مجموعه، كارهايم در زمينه طراحي از سال 1340 تاكنون از سوي انتشارات نظر  ارائه مي‌شود.

شيوا درباره اين آثار يادآور شد: براي چاپ اين كتاب‌ها بحث آموزشي را در نظر داشتم و درباره تمام مراحل اين كارها (فكر، ايده و اجرا) در كنار تصاوير توضيحاتي نيز ارائه كرده‌ام.

اين هنرمند در بسياري از كارهاي خود مضامين و نشانه‌شناسي سنتي را با نگاهي به شيوه‌هاي صفحه‌آرايي نسخ‌خطي به‌كار مي‌برد. وي در اين باره يادآور شد: گرافيست ايراني كه اسم خود را هنرمند مي‌گذارد، بايد توجه كند در كدام جغرافيا و فرهنگ فعاليت مي‌كند و به فرهنگ و هنر كشور خود اهميت داده و اثر هنري خلق كند....

+ نوشته شده     به قلم یک نسل پنجمی  | 
هو المصور

قباد شیوا : از « آدمهای جدید » ، « نگاه جدید» می خواهیم
گفتگو
من فکر می کنم نسل 5 ، نسل معصومی است. در یک فضایی قرارگرفته که هدف خودش نبوده. در فرهنگی رشد کرده که آموخته هایش غلط است . بلحاظ فرهنگی این نسل در محیط هایی نشو و نما کرده و پا گرفته که متأسفانه نگاه به فرهنگ خودی را یادش نداده اند و این دغدغه ها برایش درونی نشده. وقتی که می گوییم گرافیک لهستان یا ژاپن خوب و حرفه ای است بدین خاطر است که طرح لهستانی یا ژاپنی ، خوب و حرفه ای کار می کند. اما در ایران و در این زمان بندرت یک اثر گرافیکی را می بینید که نگاه خود را به فرهنگ خودمان معطوف کرده باشد و تکه خود را بر ذخائر ، دریافتها و داشته های این پشتوانه و میراث عظیم بگذارد. بیشتر دنبال این هستند که بدل آثار خارجی را تولید کنند و هرچه جلوتر می آییم سایه حضور آن ارزشهای فرهنگی اصیل را کمرنگ تر می بینیم بطوری که حتی نوشته ها هم یکسره لاتین می شود. یعنی آخرین حلقه پیوند هم مفقود شده و هیچ نشانه ای از ارتباط و اتصال با آن سرچشمه ها نمی یابیم و این از نظر فرهنگی یک « فاجعه » است.
ایرانی بودن و هویت ایرانی که همیشه مورد تأکید شما بوده در کار و کارنامه این نسل چه نمود جلوه ای دارد؟ نکته دیگر اینکه سهم مؤلفه های اجتماعی در آن تا چه حدی است؟
•گرافیک بخش فنی یا مکانیکال دارد و یک بخش آن هم خلاقه است. بخش مکانیکال آن در همه جا به صورت و یک شکل است؛ سیستم لیتوگرافی، دستگاه های چاپ و نحوه اجرای کار و انتقال درست آن ایده ها و به یک معنا « مهارت» است که چیزی غیر از مقوله « هنر» است. امروز 90درصد گرافیک تولید شده در دنیا محصول همین اجرای درست و دقیق «فنی» است. شناخت و کاربرد درست کمپوزیسیون ، ترکیب بندی، هارمونی رنگ و ... اما جاهایی هم هست که در همین کار استادانه و ماهرانه و شیوه مطلوب و اجرای و پرداخت، ارزشهای فرهنگی و تألیفی می بینیم. از اینجا به بعد هر تولید گرافیکی افزون بر اینکه رسانه است و کارکرد اطلاع رسانی دارد ارزش هنری هم پیدا می کند که خود ریشه در فرهنگ هنری آن طراح و تصویر ساز دارد و ازجایی هم نمی شود به او القاء یا تحمیل کرد. امروز نمایشگاههای بزرگ جهان تنها آن دسته از آثار عرضه می شود که حامل این ارزش فرهنگی و اصالت نگاه هنرمند است. متأسفانه درکار نسل 5 این نگاه و این نسبت را نمی بینیم و تصور رایج این شده که هرکسی کارش به مدل ها و نمونه های خارجی شبیه تر باشد بهتر است و کافی است این تقلید، بامهارت صورت بگیرد. اینها از اکسیژن این جغرافیا، از این اتمسفر فرهنگی و از این سنت ها و باورها تغذیه نشده اند. من همیشه به شاگردانم یا کسانی که نظرم را در خصوص آثارشان جویا می شوند می گویم: استتیک غربی را حذف کن ، اینجاست که استتیک خاص خودت ، با همان حال و هوا و همان روح و جوهره و جانمایه خودش رو می آید و شکل می گیرد. تنها به شرط صادق بودن، هنر توأم با صداقت است و صدق روحی و عاطفی و ذوقی ان و حال و حضور هنرمند . ببینید همین زیر اندازی که الان زیر پای من و شماست من از بازار پاره فروشهای مشهد خریده ام . جایی که تنها اجناس ارزان قیمت و مناسب حال فقیرترین و محروم ترین اقشار جامعه در آن خرید و فروش می شود با مدرن ترین آثار فرهنگی رقابت می کند و هر کسی که دیده تصور می کند من این را از بازارهای اروپا خریده ام . می بینید که اصالت و صداقت در کار هنرمند، به امتیاز و اعتباری می دهد که با هیچ تقلید و کپی برداری و انبوه سازیهایی که امروز می بینیم حاصل نمی شود.
با توجه به گسترش امکانات و ابزارهای ارتباطی نظیر اینترنت و ... برای این نسل و به تبع آن بمباران تصویری که از آنسوی مرزها می آید تلاش این نسل را برای یادگیری و تکامل تجربه های خود چگونه ارزیابی می کند؟ در وجه کلان ، دانشجو تشنه و شیفته آموختن است اما اشکال به ضعف ها و نقایص سیستم آموزش ناکارآمد ما بر می گردد. تلاش از آن سوهست اما هنوز در مجرا و مسیری که راهبر به یک جریان پوینده و پیشرو و خلاقیت باشد نیفتاده و اگر چه نفس تلاشی مهم است اما نتیجه بیشتر خودش را نشان می دهد و به رخ می کشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده     به قلم یک نسل پنجمی  | 
هوالمصور

پارسینه: هتلی در اصفهان اقدامي عجيب و بي سابقه براي آنچه که ارتقاي امنيت اخلاقي و اجتماعي ناميده، تخفيف ويژه اي براي ميهمانان با پوشش کامل اسلامی خود در نظر گرفته است.

منبع:سایت فردا

+ نوشته شده     به قلم یک نسل پنجمی  | 
هوالمصور
تصویر: پوستر سازی شهرداری گرمسار از سخنان احمدی نژاد!

منبع:سایت فردا

+ نوشته شده     به قلم یک نسل پنجمی  | 
هوالمصور

عده‌اي لغت «آبستره» را به معاني انتزاع و تجريد تعبير و معني مي‌كنند و معتقدند كه كلية آثار انتزاعي و تجريدي، معني ترجمه شده‌اي از كلمة آبستره هستند، در حاليكه چنين نيست و ما در اين سلسله گفتارها به تفاوت نادرست ترجمه آبستره خواهيم پرداخت، از هنگاميكه آثار آبستره در هنر نقاشي پديدار شد دامنة وسعت انتقال و گسترش آن به سراسر جهان راه يافت از جمله هنر ايران را نيز تحت‌الشعاع قرارداد و تعدادي از هنرمندان ايراني پيرو اين نوع هنر شده و در صدد برآمدند كه ابتدا به ساكن آنرا براي جامعة ما معني و ترجمه كنند.

به همين دليل آنچه آن گروه اندك از هنرمندان ايراني به ترجمة لغت آبستره دادند مفهوم و تعريفي شد كه تاكنون نيز ادامه يافته و در عرصة هنرهاي مختلف از آن ياد مي‌شود. همة اهميت ماجرا در ترجمه‌اي است كه آنان از آبستره در اختيار اهل هنر قرار دادند آنان مي‌گفتند كه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده     به قلم یک نسل پنجمی  | 
هوالمصور

... ادامه مطلب قبلی
در اثر معاشرت با هنرمندان سینما و تاتر ، پا در این حیطه گذاشت. او نخستین فیلم خود را در ۱۳۳۴ با نام "مهتاب خونین" کارگردانی کرد که سناریوی آن را هم خودش نوشت. در ۱۳۳۹ شرکت فیلمسازی "سروری فیلم" را تاسیس و دومین فیلمش را در همین سال کارگردانی کرد که "حاجی جبار در پاریس" نام گرفت. این فیلم ، یک فیلم کمدی بود که سروری علاوه بر کارگردانی ، نویسندگی ، طراحی دکور و تهیه‌کنندگی آن را هم برعهده داشت. آخرین فیلمش هم "شب نشینی در جهنم" بود که کارگردانی آن را با ساموئل خاچیکیان ، مشترکا انجام دادند.
از ۱۳۱۶ که کانون آگهی زیبا توسط معزی راه‌اندازی شد ، کم کم طراحان غیر ارمنی هم وارد حوزه تبلیغات و طراحی گرافیک شدند. این کانون نخستین موسسه تبلیغاتی ایرانی است که به عضویت اتحادیه موسسات تبلیغاتی انگلیس و آمریکا درآمد.
محمد بهرامی و آتلیه‌اش ( آرک ) نیز جزو نخستین آتلیه‌های گرافیک در سال‌های پس از ۱۳۲۰ است. در آتلیه او نیز بیشتر کارها بعد از بهرامی بر دوش بوریس آسیریان و بیوک احمری بود. آسیریان از طراحان ارمنی است که متاسفانه مرداد سال گذشته درگذشت.

پایان

+ نوشته شده     به قلم یک نسل پنجمی  |